‏نمایش پست‌ها با برچسب کردستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کردستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ آبان ۹, دوشنبه

له رووژی ترسم(از آن روزی میترسم؛ چامه میهنی کردی)

له رووژی ترســـــم دڵ بــــووده ناشـــاد
هــه‌رچـی ك داشتیم بوه‌یـــمن لــــه یــــاد
له هویرمان بچوود ك ئیمـــــه کوردیــــم
رووڵــه‌ی که‌یخســــره‌و، ئاریائــی نــژاد
فه‌رامووش بکه‌یـــــم خـــاوه‌ن تاریخیـــم
له‌ هووز و تیره‌ی ســــاســــانی و مــــاد
له رووژی ترســــم لــــه‌ی خاك پاکـــــه
که‌س ده‌نگ به‌رز نه‌که‌ی له ده‌س بیـــداد
گشت بوونــه چــــاکر زه‌‌هـــاک ده‌وران
ره‌نج کاوه‌ی کورد بیــــه‌یمن وه بــــــــاد
جه‌شنــــمان بووده جه‌شـــــن بیگانـــــــه
له‌جی خوه‌ر نازار، مانگ بووده نه‌مــاد!
له رووژی ترســــم، نه ژن و نه پیـــــــا
نه حه‌تتــــا ئه‌وه‌ی ئه‌زیـــــــزه لــــــه‌لاد
دی له وه‌ر نه‌کــــــه‌ی له‌باس کـــــوردی
یا قســـه نه‌کــــه‌ی وه زووان ئــــــه‌ژداد
هه‌ڵـــه‌و بگه‌ردی لــه فه‌رهه‌نگ خــوه‌ی
به‌زم و باو فه‌ره‌نـــگ باس بکه‌ی ئـه‌ڕاد
له رووژی ترســــم لـــه‌ کــــورده‌واری
دی که‌س نه‌زانی له مه‌عنــــای عشـــــق
نه دوێت شیرین بوو نه کوڕ وه فه‌رهـاد
دروو ده‌لـه‌سـه، جی راســــی بگـــــری
هه‌رکه‌س راسی کرد سه‌ر بیــه‌ی وه باد
ئه‌ی خوه‌یشک و برای ئازیز کــــــوردم
نه‌که‌ی تاریخــد بوه‌یــــدن لـــه یـــــــاد!
چوون چرای ریــده ئه‌ڕای هه‌میشـــــــه
ئه‌ر خامووشه‌و بوود، تاریکه نــــــوواد
شانازی بکــــه وه فه‌رهه‌نگ خـــــــوه‌د
تا گشت بزانن چـــه‌ن بــه‌رزه ئــــــه‌ڕاد
ئه‌ی کـــورده‌واری گیانم وه فــــــــه‌دات
ئه‌هــوورامه‌زدا وه پشت و پـــــــــــه‌ناد


  برگردان چامه به پارسی

از روزی می‌ترسم که دلم ناشاد گردد
وهر آنچه که داشتیم را از یاد ببریم
از یاد ببریم که ما کرد هستیم
که فرزند کیخسرو آریایی نژادیم
فراموش کنیم که صاحب تاریخیم
که از تیره و تبار ساسانی و ماد هستیم
از روزی می‌ترسم که در این خاک پاک
کسی صدایش در برابر ظلم و بیداد بالا نیاید
و همه نوکر و غلام ضحاک زمان شوند
و رنجی را که کاوه‌ی آهنگر کشید به باد بدهیم
جشنهای باستانی ما جای خود را به جشن بیگانگان دهد
و به جای خورشید نازنین، ماه نماد ما شود!
از روزی می‌ترسم که نه زن و نه مرد
و نه حتی کسی که برایت عزیز و نور چشمی است
دیگر لباس کردی بر تن نکند
و یا به زبان آبا و اجدادی خود صحبت نکند
از فرهنگ خود روی‌ گردان شود
و به چیزهایی که باب فرنگ است روی بیاورد
از روزی می‌ترسم که در فرهنگ کردها
عشق و عاشقی نیز از بین برود
دیگر کسی معنای عشق و عاشقی را نفهمد
نه دختری مانند شیرین و نه پسری مانند فرهاد باشد
دروغ و ریاکاری جای راستی را بگیرد
و هر آنکس که راستگو باشد سر خود را به باد بدهد
ای خواهر و برادر عزیز کردم
نکنه که روزی تاریخ خود را فراموش کنی
چون همیشه مانند چراغ راهی خواهد بود
که اگر خاموش گردد جلو راهت تاریک خواهد گشت
پس به فرهنگ خودت افتخار بکن
تا همه بدانند که چقدر برایت با ارزش و بلندمرتبه است
جانم فدایت ای کرد و فرهنگ زیبای کردی
اهورامزاد همیشه پشت و پناهت باشد 

سروده ای از جانی کرماشانی

۱۳۹۰ شهریور ۵, شنبه

وقتی بی بی سی برای مرزهای ایران رفراندوم برگزار میکند.



تلویزیون بی بی سی فارسی در یکی از برنامه های روزانه خود به نام  نوبت شما ،اقدام به طرح سوالی کرده است مبنی بر درست یا نادرست بود اسقلال کردستان.
در این برنامه همانند دیگر شگردهای موزیانه بی بی سی سوال به گونه ای طرح شده که خود طرح ادعا میکند و از سویی لبه تیز سوال را به سوی مرزهای ایران نشانه میگیرد، هرچند به ظاهر مسئله کردستان عراق وترکیه را نیز پیش میکشاند و با اضافه کردن این جمله "در پی درخواست تعدادی از بینندگان برنامه "نوبت شما" برای اختصاص یک برنامه به مسئله استقلال طلبی حداقل بخشی از کرده..." به شکل زیرکانه قصد برفرارازانتقادهای پیش رو را درد،اما پرسش اینجاست که آیا بی بی سی فارسی بجز کسانی که با زبا ن فارسی آشنایی دارند،مخاطب دیگری نیز دارد؟!
آیا بینندگان عراقی و ترکیه ای از شما خواسته اند که این موضوع را مطرح کنید؟!
و یا اینکه مسئله اصلی ایران است،و عراق وترکیه  بهانه ای برای آغاز یک شیطنت تازه بوده است.
این رسانه،در ادامه با طرح سوالی بی هیچ زمینه وجودی وتنها  در راستای ایجاد تنش از مخاطبان خود میپرسد که "فکر می کنید آیا تشکیل کشورها مبتنی بر "نژاد"، در دنیای امروز معنی دارد؟"
حال اینکه طرح چنین سوالی نه ربطی به مسئله امروز کردستان دارد، و اگر هم پیوندی را باید در این زمینه در نظر گرفت باید در آنسوی مرزهای ایران در ترکیه جستجو کرد؛در ایران هیچ حزب عمده و شاخصی از کردهای ایرانی ادعای جدایی طلبی نکرده اند و هرگاه این مسئله به میان امده است با صراحت پاسخ داده اند حال اینکه  بی بی سی کاسه داغ تر از آش شده است و  دایه عزیز تر از مادر.
کیست که نداند سیاست انگلستان،هیچگاه همسو با آرمانها واهداف مردم ونه دولتهای ایران نبوده وهرگاه در این چند صد سال اخیربر این مملکت آسیبی وارد شده است یک سوی قضیه پای بریتانیادر میان بوده است.